کاکتوس؛ روایتی از انسان در حصار تنهایی
برخی نمایشنامهها تنها داستانی را روایت نمیکنند، بلکه آینهای میشوند برای تماشای انسان. «کاکتوس» اثر اکبر رادی از همین دست آثار است؛ نمایشی که با نگاهی دقیق به روابط انسانی، تنهایی، سوءتفاهم و فاصله میان آدمها، مخاطب را به تأمل وا میدارد.
آنچه همواره در آثار اکبر رادی توجه مرا جلب کرده، شناخت عمیق او از شخصیتهاست. شخصیتهای او نه قهرماناند و نه ضدقهرمان؛ بلکه انسانهایی هستند با آرزوها، شکستها، امیدها و تناقضهایی که هر روز در زندگی واقعی با آنها روبهرو میشویم. همین ویژگی باعث میشود تماشاگر خود را در دل روایت پیدا کند.
در کارگردانی این نمایش تلاش کردم بیش از آنکه بر اتفاقات ظاهری تکیه کنم، بر روابط میان شخصیتها تمرکز داشته باشم. سکوتها، فاصلهها، نگاهها و حتی لحظههایی که هیچ دیالوگی ردوبدل نمیشود، به اندازه واژهها در روایت نقش دارند. باور دارم گاهی آنچه گفته نمیشود، تأثیری عمیقتر از آن چیزی دارد که شنیده میشود.
طراحی میزانسن، ریتم اجرا و هدایت بازیگران نیز با همین نگاه شکل گرفت؛ نگاهی که میکوشد مخاطب را از یک تماشاگر صرف، به همراهی تبدیل کند که در جریان نمایش، خود را در برابر پرسشهایی درباره انسان و روابطش ببیند.
«کاکتوس» برای من تنها اجرای یک نمایشنامه نبود؛ تجربهای بود برای کشف لایههای پنهان روابط انسانی و یادآوری این حقیقت که گاهی انسانها، درست مانند کاکتوس، در ظاهر سخت و مقاوماند، اما در درون، تشنه اندکی مهر و فهم متقابل.