من که دا نیستم؛ تجربهای از کارگردانی یک نمایش
اجرای یک نمایش برای من فقط رسیدن به شب اجرا و قرار گرفتن بازیگران روی صحنه نیست. بخش مهمی از تجربه کارگردانی، برای من در تمرین شکل میگیرد؛ جایی که متن کمکم از روی کاغذ جدا میشود و در بدن، صدا و ذهن بازیگران جان میگیرد.
در اجرای «من که دا نیستم» این فرصت را داشتم که با تعدادی از بازیگران جوان و دانشجویان تئاتر کار کنم. همکاری با این گروه برای من تجربهای لذتبخش بود؛ نه فقط به دلیل انرژی و انگیزهای که در آنها وجود داشت، بلکه به این دلیل که در فرآیند تمرین میشد علاقه، کنجکاوی و میل به یادگیری را دید.
برای من مهم بود که تمرین را مستقیماً با اجرای دیالوگها و میزانسن آغاز نکنیم. پیش از آنکه بازیگر وارد جهان شخصیت شود، باید خودش را برای کار آماده کند؛ بدن، صدا، ذهن و تمرکز او باید در مسیر تمرین قرار بگیرد.
به همین دلیل، بخشی از جلسات ابتدایی تمرین را به ریلکس کردن و آمادهسازی بدن اختصاص دادیم. رها کردن تنشهای اضافی، توجه به بدن و رسیدن به آمادگی جسمانی، کمک میکرد بازیگران با آزادی بیشتری وارد فضای تمرین شوند.
بعد از آن به سراغ فن بیان و کار روی صدا رفتیم. برای من صدا فقط وسیلهای برای شنیده شدن دیالوگ نیست. صدای بازیگر بخشی از شخصیت و ابزار اصلی ارتباط او با تماشاگر است. بنابراین تلاش کردیم روی تنفس، بیان، وضوح کلمات، ریتم و کیفیت حضور صوتی بازیگران کار کنیم.
در کنار این تمرینها، تمرینهای خلاقیت نیز بخش مهمی از روند کار بود. هدفم این بود که بازیگران فقط منتظر دستور کارگردان نباشند، بلکه خودشان نیز در فرآیند کشف صحنه و شخصیت مشارکت کنند. به نظرم کارگردانی زمانی جذابتر میشود که تمرین به یک تجربه مشترک تبدیل شود و هر بازیگر بتواند بخشی از خلاقیت خودش را وارد کار کند.
کار با بازیگران جوان برای من از همین جهت ارزشمند بود. در چنین گروهی، کارگردان فقط چیزی را آموزش نمیدهد؛ خودش هم در جریان تمرین چیزهایی کشف میکند. گاهی یک پیشنهاد ساده از طرف بازیگر میتواند مسیر یک صحنه را تغییر دهد و گاهی یک تمرین، ایدهای را به وجود میآورد که در ابتدا اصلاً در ذهن کارگردان وجود نداشته است.
بعد از طی کردن این مرحلهها، کمکم وارد تمرین اصلی نمایش شدیم؛ جایی که بدن، صدا، تمرکز و خلاقیت باید در خدمت متن و اجرا قرار میگرفتند. از اینجا به بعد، تلاش ما این بود که آنچه در تمرینهای مقدماتی به دست آورده بودیم، به زبان اجرایی نمایش تبدیل کنیم.
برای من، «من که دا نیستم» فقط یک اجرای دیگر نبود؛ تجربهای بود از کار کردن، آزمودن، آموزش دیدن و آموزش دادن در کنار گروهی از جوانانی که با علاقه وارد دنیای تئاتر شدهاند. شاید یکی از لذتهای اصلی کارگردانی نیز همین باشد؛ اینکه در طول تمرین شاهد شکل گرفتن چیزی باشی که در روز اول هنوز وجود ندارد.
بازیگران :
نینا رفیعی
مهدی بادپا
وجیهه حسینیان
مرصاد عدالتخواه
حسین عابدی
معین خسروی
یوسف افشار