محسن بسطامی

مقالات، نوشته ها و آموزشهای هنر تئاتر

صورت سنگی

نظر (2)
صورت سنگی

صورت سنگی؛ وقتی زخم، چهره انسان را نمی‌سازد، سرنوشتش را می‌سازد


بعضی آتش ها با خاموش شدن شعله هایشان تمام نمی شوند. سال ها بعد، از میان خاکستر، دوباره جان می گیرند و این بار نه دیوارهای یک خانه، بلکه روح انسان را می سوزانند.

صورت سنگی روایت مردی نیست که تنها نیمی از صورتش در آتش سوخته است؛ روایت انسانی است که میان خاطره و انتقام، عشق و نفرت، حقیقت و توهم گرفتار شده است. مردی که تصمیم می گیرد گذشته را پشت یک ضیافت خاموش دوباره زنده کند، غافل از آنکه گذشته، همیشه چهره ای تازه برای بازگشت پیدا می کند.

در جهان این نمایشنامه، هیچ شخصیتی کاملاً بی گناه نیست و هیچ حقیقتی آن گونه که در ابتدا به نظر می رسد، باقی نمی ماند. هر قدم به سوی کشف حقیقت، شخصیت ها را یک گام به تاریک ترین بخش وجودشان نزدیک تر می کند.

صورت سنگی بیش از آنکه درباره یک انتقام باشد، درباره تکرار خشونت است؛ درباره لحظه ای که قربانی، آرام آرام به تصویر کسی تبدیل می شود که روزی از او نفرت داشت.

شاید بزرگ ترین پرسش نمایشنامه این باشد:

اگر گذشته را دوباره زندگی کنیم، آیا سرنوشت را تغییر می دهیم یا تنها نقش هایمان عوض می شود؟

گالری تصاویر
0

دیدگاه ها

جالب بود👍👍
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران