محسن بسطامی

مقالات، نوشته ها و آموزشهای هنر تئاتر

تئاتر تلویزیونی چیست؟

نظر (0)
تئاتر تلویزیونی چیست؟

تئاتر و تلویزیون هر دو با بازیگر، متن، صحنه و کارگردانی سروکار دارند، اما یک تفاوت اساسی میان آنها وجود دارد: تماشاگر در تئاتر انتخاب می‌کند به کجا نگاه کند، اما در تلویزیون دوربین این انتخاب را تا حد زیادی برای او انجام می‌دهد.

همین تفاوت ساده، تئاتر تلویزیونی را به شکل مستقلی از اجرا تبدیل می‌کند.

تئاتر تلویزیونی یا تله‌تئاتر را نباید صرفاً فیلم‌برداری از یک نمایش صحنه‌ای دانست. وقتی نمایش وارد قاب تلویزیون می‌شود، زبان اجرایی آن نیز تغییر می‌کند. جای دوربین، اندازه نما، تدوین، حرکت بازیگر، نور و حتی شیوه بازی کردن، همه تحت تأثیر قاب قرار می‌گیرند.

پس سؤال اصلی این است:

آیا می‌توان یک نمایش را همان‌طور که روی صحنه اجرا می‌شود، جلوی دوربین برد و نامش را تله‌تئاتر گذاشت؟

پاسخ معمولاً منفی است.

---

تئاتر تلویزیونی دقیقاً چیست؟

تله‌تئاتر اجرایی است که اساس آن بر نمایشنامه و بازی تئاتری استوار است، اما برای رسانه تلویزیون طراحی یا بازآفرینی می‌شود.

در تئاتر صحنه‌ای، بازیگر با یک فضای واقعی و تماشاگرانی روبه‌روست که در سالن نشسته‌اند. فاصله تماشاگر از بازیگر ممکن است چند متر باشد و مخاطب می‌تواند نگاه خود را آزادانه در صحنه حرکت دهد.

اما در تله‌تئاتر، مخاطب در خانه نشسته و آنچه می‌بیند، از فیلتر دوربین و کارگردانی تلویزیونی عبور کرده است.

بنابراین کارگردان دیگر فقط میزانسن بازیگران را طراحی نمی‌کند؛ بلکه باید میزانسن دوربین را هم طراحی کند.

---

تفاوت تئاتر صحنه‌ای، تله‌تئاتر و سریال چیست؟

گاهی این سه شکل اجرایی با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند.

تئاتر صحنه‌ای

اجرای زنده در برابر تماشاگر است. میزانسن، بازی و ریتم برای فضای سالن طراحی می‌شوند.

تله‌تئاتر

متن و ساختار نمایشی و بازی تئاتری اهمیت زیادی دارند، اما اجرا برای قاب تلویزیون طراحی یا بازآفرینی می‌شود.

سریال

از ابتدا برای زبان تصویری ساخته می‌شود و معمولاً از لوکیشن‌های متعدد، دکوپاژ سینمایی، تدوین گسترده و ساختار اپیزودیک استفاده می‌کند.

البته مرز این سه در برخی آثار می‌تواند کاملاً ساده و قطعی نباشد، اما یک تفاوت مهم را نباید فراموش کرد:

تله‌تئاتر از منطق تئاتر می‌آید، اما با امکانات و محدودیت‌های تصویر تلویزیونی کار می‌کند.

---

وقتی دوربین جای تماشاگر را می‌گیرد

در تئاتر، اگر چهار بازیگر روی صحنه باشند، تماشاگر خودش تصمیم می‌گیرد به کدام یک نگاه کند.

ممکن است یک نفر در سمت راست صحنه حرف بزند و هم‌زمان بازیگر دیگری در سمت چپ فقط یک واکنش کوچک نشان دهد. تماشاگر می‌تواند خودش انتخاب کند که کدام را ببیند.

اما در تلویزیون، کارگردان می‌تواند با یک کلوزآپ بگوید:

«الان این چهره را ببین.»

این تفاوت بسیار مهم است.

دوربین فقط وسیله ثبت اجرا نیست. دوربین بخشی از زبان کارگردانی است.

کارگردان تله‌تئاتر باید تصمیم بگیرد:

چه چیزی دیده شود؟

چه چیزی دیده نشود؟

چه زمانی چهره بازیگر را نزدیک ببینیم؟

چه زمانی کل صحنه را نشان دهیم؟

نگاه مخاطب از کدام شخصیت به کدام شخصیت منتقل شود؟

در واقع، دوربین تبدیل به چشم کارگردان می‌شود.

---

میزانسن در تئاتر و تله‌تئاتر

در تئاتر، میزانسن برای یک فضای سه‌بعدی و تماشاگرانی که مقابل صحنه نشسته‌اند طراحی می‌شود.

اما در تله‌تئاتر، یک عامل تازه وارد بازی شده است:

قاب تصویر.

ممکن است یک میزانسن روی صحنه بسیار زیبا باشد، اما وقتی از زاویه دوربین دیده می‌شود، کاملاً معمولی به نظر برسد.

برای همین کارگردان باید علاوه بر جای بازیگران، به این موارد هم فکر کند:

زاویه دوربین، اندازه نما، عمق تصویر، حرکت دوربین و ارتباط بازیگر با قاب.

این همان نقطه‌ای است که کارگردانی تئاتر با کارگردانی تلویزیونی وارد گفت‌وگو می‌شود.

---

بازیگر برای صحنه بازی می‌کند یا برای دوربین؟

این هم یکی از تفاوت‌های مهم است.

بازیگری که در سالن تئاتر بازی می‌کند باید انرژی و بیان خود را به تماشاگرانی برساند که ممکن است در فاصله زیادی از او نشسته باشند.

اما دوربین می‌تواند چند سانتی‌متر به صورت بازیگر نزدیک شود.

وقتی دوربین یک نمای نزدیک از چشم‌های بازیگر می‌گیرد، کوچک‌ترین تغییر در نگاه یا عضلات صورت می‌تواند دیده شود.

بنابراین همیشه لازم نیست بازیگر همان شدت و اندازه بیان صحنه‌ای را مقابل دوربین تکرار کند.

قاب دوربین فاصله میان بازیگر و تماشاگر را تغییر می‌دهد.

---

کلوزآپ؛ سلاح قدرتمند تئاتر تلویزیونی

در تئاتر صحنه‌ای، تماشاگر نمی‌تواند ناگهان چهره بازیگر را چند برابر بزرگ‌تر ببیند.

اما تلویزیون این امکان را دارد.

فرض کنید شخصیت خبر وحشتناکی می‌شنود.

در تئاتر ممکن است بازیگر فقط مکث کند و کمی تغییر حالت دهد.

در تله‌تئاتر، کارگردان می‌تواند در همان لحظه وارد یک نمای نزدیک شود.

ناگهان یک واکنش کوچک تبدیل به یک اتفاق بزرگ می‌شود.

به همین دلیل کلوزآپ فقط یک اندازه نما نیست؛ یک ابزار روایی و روان‌شناختی است.

---

دکوپاژ؛ طراحی نگاه تماشاگر

یکی از مهم‌ترین کارهای کارگردان تلویزیونی، دکوپاژ است.

دکوپاژ یعنی تصمیم‌گیری درباره اینکه یک صحنه چگونه به نماهای مختلف تقسیم و از طریق دوربین روایت شود.

مثلاً یک گفت‌وگوی ساده میان دو شخصیت می‌تواند شامل این نماها باشد:

نمای دو نفره برای معرفی موقعیت

نمای متوسط از شخصیت اول

نمای نزدیک از شخصیت دوم

واکنش شخصیت اول

نمایی از شیئی که روی میز قرار دارد

بازگشت به نمای دو نفره

همین تغییر نماها می‌تواند ریتم و معنای صحنه را تغییر دهد.

در تئاتر، این امکان وجود ندارد که تماشاگر را ناگهان از نمای باز به نمای نزدیک ببریم.

اما در تله‌تئاتر، کارگردان می‌تواند این کار را انجام دهد.

---

چرا یک اجرای خوب تئاتری الزاماً تله‌تئاتر خوبی نیست؟

چون اجرای صحنه‌ای برای تماشای زنده طراحی شده است.

ممکن است یک میزانسن در سالن فوق‌العاده باشد، اما در قاب تلویزیون بی‌اثر شود.

ممکن است فاصله بازیگران برای سالن مناسب باشد، اما دوربین نتواند رابطه آنها را به خوبی نشان دهد.

حتی بازی بسیار خوب یک بازیگر ممکن است در نمای نزدیک بیش از حد اغراق‌شده به نظر برسد.

بنابراین وقتی قرار است یک نمایش به تله‌تئاتر تبدیل شود، کارگردان باید دوباره از خودش بپرسد:

این صحنه در قاب چگونه دیده می‌شود؟

نه اینکه فقط بپرسد:

این صحنه روی صحنه چگونه اجرا می‌شود؟

---

یک مثال ساده برای کارگردان

فرض کنید دو شخصیت در یک اتاق نشسته‌اند و یکی از آنها می‌خواهد راز مهمی را به دیگری بگوید.

در اجرای صحنه‌ای ممکن است هر دو پشت یک میز بنشینند و گفت‌وگو کنند.

اما در تله‌تئاتر می‌توان همین موقعیت را متفاوت طراحی کرد.

ابتدا یک نمای دو نفره داریم.

شخصیت اول شروع به صحبت می‌کند.

دوربین آرام به او نزدیک می‌شود.

شخصیت دوم چیزی نمی‌گوید.

حالا یک کلوزآپ از چهره او.

او چیزی را می‌فهمد.

دوربین دوباره به شخصیت اول برمی‌گردد.

اما این بار هنوز راز را نمی‌گوییم.

تماشاگر از واکنش شخصیت دوم متوجه می‌شود که اتفاق مهمی افتاده است.

بدون تغییر متن، زبان تصویری صحنه تغییر کرده است.

---

تله‌تئاتر؛ نه تئاتر ضبط‌شده، نه سریال

تله‌تئاتر زمانی جذاب می‌شود که کارگردان از ظرفیت هر دو رسانه استفاده کند.

از تئاتر:

متن، بازیگر، دیالوگ، کنش، شخصیت و جهان نمایشی

را می‌گیرد.

و از تلویزیون:

قاب، کلوزآپ، دکوپاژ، تدوین، حرکت دوربین و کنترل نگاه مخاطب

را به کار می‌گیرد.

به همین دلیل، تله‌تئاتر را بهتر است یک زبان میان تئاتر و تصویر بدانیم.

---

در نهایت، دوربین چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

شاید بتوان تمام بحث را در یک جمله خلاصه کرد:

در تئاتر، کارگردان صحنه را طراحی می‌کند؛ در تله‌تئاتر، کارگردان علاوه بر صحنه، نگاه تماشاگر را هم طراحی می‌کند.

پس اگر بخواهیم یک اجرای تئاتری را به تله‌تئاتر تبدیل کنیم، نباید فقط دوربین را روشن کنیم و بگوییم «ضبط شروع شد».

باید دوباره میزانسن را بررسی کنیم، دکوپاژ کنیم، اندازه نماها را انتخاب کنیم، جای دوربین را مشخص کنیم و ببینیم هر لحظه قرار است چشم تماشاگر کجا باشد.

در اینجا کارگردان دیگر فقط با بازیگر و صحنه کار نمی‌کند.

با چشم تماشاگر هم کار می‌کند.

0

دیدگاه ها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید