محسن بسطامی

مقالات، نوشته ها و آموزشهای هنر تئاتر

حمید سمندریان

نظر (0)
حمید سمندریان

حمید سمندریان از مهم‌ترین کارگردانان و مدرسان تئاتر ایران بود که بخش بزرگی از فعالیت حرفه‌ای خود را به کارگردانی، آموزش بازیگری و کارگردانی و ترجمه نمایشنامه‌های مهم جهان اختصاص داد.

او در سال ۱۳۱۰ در تهران متولد شد و پس از آشنایی با تئاتر در ایران، برای ادامه آموزش به آلمان رفت. سمندریان در کنسرواتوار عالی دولتی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ در رشته کارگردانی تحصیل کرد و پس از بازگشت به ایران، از سال ۱۳۳۹ فعالیت حرفه‌ای خود را جدی‌تر دنبال کرد. 

سمندریان علاوه بر اجرای نمایش، در آموزش تئاتر نیز نقش مهمی داشت. او در شکل‌گیری و توسعه آموزش تئاتر دانشگاهی و همچنین کلاس‌های آزاد بازیگری و کارگردانی فعالیت کرد و نسل‌های مختلفی از بازیگران و هنرمندان از آموزش‌های او بهره بردند. 

یکی از ویژگی‌های مهم کارنامه او، توجه ویژه به نمایشنامه‌های مدرن اروپایی، به‌خصوص آثار نویسندگان آلمانی‌زبان بود. او آثاری از نویسندگانی مانند فریدریش دورنمات و ماکس فریش را ترجمه و اجرا کرد و به این ترتیب بخشی از ادبیات نمایشی مدرن اروپا را به تئاتر ایران معرفی کرد. 

---

آثار حمید سمندریان

اجراهای صحنه‌ای

از مهم‌ترین نمایش‌هایی که حمید سمندریان کارگردانی کرد می‌توان به این آثار اشاره کرد:

دوزخ، نوشته ژان پل سارتر، ۱۳۴۱

اشباح، نوشته هنریک ایبسن، ۱۳۴۲

مرده‌های بی‌کفن و دفن، نوشته ژان پل سارتر، ۱۳۴۲ و ۱۳۵۷

باغ‌وحش شیشه‌ای، نوشته تنسی ویلیامز، ۱۳۴۲

طبیب اجباری، نوشته مولیر، ۱۳۴۳

لئوکادیا، نوشته ژان آنوی، ۱۳۴۳

هرکول و طویله اوجیاس، نوشته فریدریش دورنمات، ۱۳۴۴

آندورا، نوشته ماکس فریش، ۱۳۴۶

نگاهی از پل، نوشته آرتور میلر، ۱۳۴۸

فیزیکدان‌ها، نوشته فریدریش دورنمات

ملاقات بانوی سالخورده، نوشته فریدریش دورنمات، ۱۳۵۱ و ۱۳۸۶

بازی استریندبرگ، نوشته فریدریش دورنمات، ۱۳۵۱ و ۱۳۷۸

کرگدن، نوشته اوژن یونسکو، ۱۳۵۱

مرغ دریایی، نوشته آنتون چخوف، ۱۳۵۶

ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی، نوشته فریدریش دورنمات، ۱۳۶۸

دایره گچی قفقازی، نوشته برتولت برشت، ۱۳۷۷

--------------

فعالیت‌های رادیویی

سمندریان در رادیو نیز به ترجمه و کارگردانی نمایش پرداخت. از جمله:

غروب روزهای آخر پاییز، فریدریش دورنمات

پنچری، فریدریش دورنمات

همزاد، فریدریش دورنمات

اقدامات وگا، فریدریش دورنمات

فیزیکدان‌ها، فریدریش دورنمات

آنتیگون، ژان آنوی

برخی از این آثار توسط خود سمندریان ترجمه و سپس برای رادیو کارگردانی شدند. 

---------------

تله‌تئاتر و تلویزیون

از فعالیت‌های تلویزیونی و تله‌تئاتری او نیز می‌توان به:

جراحی پلاستیک، پیر فراری

پلوفت (شبح کوچک)، ماریا کل راماشادو

غروب روزهای پاییز، فریدریش دورنمات

بازی استریندبرگ، فریدریش دورنمات

خمره، لوئیجی پیراندللو

ساعت شش در خیابان آتن، روژه فردیناند

به سوی دمشق، آگوست استریندبرگ

اشاره کرد. 

سمندریان همچنین در آلمان و در ارتباط با انستیتو گوته، آثاری مانند شهاب آسمانی، پنچری، سانتا کروز، راهب و راهزن، حوزه و مرده‌های بی‌کفن و دفن را کارگردانی کرد. 

---

«آندورا»؛ یکی از شاخص‌ترین اجراهای سمندریان

اگر قرار باشد برای شناخت شیوه کارگردانی سمندریان فقط یکی از اجراهای او را انتخاب کنیم، «آندورا» نوشته ماکس فریش انتخاب بسیار مناسبی است.

سمندریان «آندورا» را در سال ۱۳۴۶ روی صحنه برد و این اجرا جایزه بهترین نمایش خارجی را دریافت کرد. 

«آندورا» نمایشی درباره پیش‌داوری، هویت، برچسب اجتماعی و تأثیر نگاه جامعه بر سرنوشت فرد است.

در این نمایش، جامعه تصویری از یک انسان می‌سازد و سپس همان تصویر را به خود او تحمیل می‌کند. انسان به‌تدریج درون تعریفی که دیگران از او ساخته‌اند گرفتار می‌شود.

این موضوع برای شیوه کارگردانی سمندریان اهمیت زیادی دارد، چون شخصیت در نمایش او صرفاً یک «تیپ» نیست. آنچه برای کارگردان اهمیت دارد، رفتار انسان در موقعیت است.

به همین دلیل، در چنین متنی بازیگر باید بتواند تغییرات درونی شخصیت را از طریق رفتار، سکوت، نگاه، واکنش و رابطه با دیگر شخصیت‌ها نشان دهد.

سمندریان بعدها نیز از «آندورا» با اهمیت ویژه یاد می‌کرد و آن را یکی از نمونه‌های مهم کارنامه خود می‌دانست. 

---

سبک کارگردانی حمید سمندریان

برای شناخت سبک سمندریان بهتر است به جای اینکه یک برچسب ساده مانند «واقع‌گرا» یا «مدرن» روی کار او بزنیم، چند ویژگی اصلی روش او را بررسی کنیم.

۱. اهمیت بسیار زیاد بازیگر

یکی از ویژگی‌های اصلی کارگردانی سمندریان تمرکز بر بازیگر بود.

او به دنبال بازی‌های اغراق‌آمیز و نمایشی نبود و بر باورپذیری رفتار بازیگر تأکید داشت. منابع مربوط به شیوه کار او نیز از بازی روان و دوری از اغراق به عنوان یکی از ویژگی‌های اجراهایش یاد کرده‌اند. 

برای سمندریان بازیگر نباید صرفاً متن را بیان کند؛ باید در موقعیت زندگی کند.

بنابراین حرکت، سکوت، واکنش، نگاه، تنفس، لحن و رابطه بازیگر با دیگر شخصیت‌ها بخشی از فرآیند ساخت شخصیت هستند.

---

۲. تحلیل شخصیت و موقعیت

سمندریان به تئاتر به عنوان یک اتفاق صرفاً ادبی نگاه نمی‌کرد.

نمایشنامه برای او ماده اولیه‌ای بود که باید به رفتار انسانی روی صحنه تبدیل شود.

در این نگاه، کارگردان باید بداند:

شخصیت چه می‌خواهد؟

چرا این حرف را می‌زند؟

در این لحظه از چه چیزی می‌ترسد؟

چه چیزی مانع رسیدن او به هدفش می‌شود؟

و مهم‌تر از همه:

اگر شخصیت این دیالوگ را نگوید، چه اتفاقی می‌افتد؟

این نگاه باعث می‌شود بازیگر به جای حفظ کردن جمله‌ها، به کنش و انگیزه شخصیت برسد.

---

۳. توجه به تکنیک بازیگری

سمندریان از کارگردانانی بود که آموزش را از اجرا جدا نمی‌کرد.

در روش آموزشی او، بیان، صدا، تربیت حسی و توانایی‌های فنی بازیگر اهمیت داشتند و هدف، رسیدن به عمق روان‌شناختی شخصیت از طریق ابزارهای فنی بازیگری بود. 

به همین دلیل، درک سمندریان از کارگردانی را نمی‌توان بدون شناخت نگاه او به بازیگری کامل کرد.

---

۴. انتخاب متون جدی و مدرن

یکی از مشخص‌ترین ویژگی‌های کارنامه سمندریان، انتخاب نمایشنامه‌هایی است که با مسائل پیچیده انسان و جامعه سروکار دارند.

سارتر، ایبسن، دورنمات، ماکس فریش، تنسی ویلیامز، آرتور میلر، یونسکو، چخوف و برشت در کارنامه او حضور دارند. 

این انتخاب‌ها نشان می‌دهد که او بیشتر به نمایشنامه‌هایی علاقه داشت که بحران انسان، اخلاق، جامعه، هویت، قدرت و انتخاب را در مرکز خود قرار می‌دادند.

---

۵. تأثیر تئاتر آلمان

تجربه تحصیل سمندریان در آلمان تأثیر مهمی بر نگاه او داشت.

او علاقه ویژه‌ای به نمایشنامه‌نویسان آلمانی‌زبان داشت و آثار دورنمات و ماکس فریش را ترجمه و اجرا کرد. منابع مختلف نیز از پیوند روش کار او با سنت تئاتر آلمان یاد کرده‌اند. 

البته بهتر است سبک او را صرفاً «کپی‌برداری از تئاتر آلمان» ندانیم. سمندریان آموزش و تجربه اروپایی خود را با فضای بازیگری و تئاتر ایران ترکیب کرد و به شکل خاص خودش به کار گرفت.

---

یک نکته مهم برای کارگردانان جوان

شاید یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که می‌توان از سمندریان گرفت، این باشد که میزانسن قبل از شناخت شخصیت شکل نمی‌گیرد.

اگر کارگردان ابتدا بفهمد شخصیت چه می‌خواهد و رابطه او با دیگر شخصیت‌ها چیست، حرکت بازیگر روی صحنه معنا پیدا می‌کند.

مثلاً به جای اینکه به بازیگر بگوییم:

> «اینجا برو آن طرف صحنه و بعد بنشین.»

باید بدانیم:

چرا باید راه برود؟

از چه کسی فاصله می‌گیرد؟

آیا می‌خواهد چیزی را پنهان کند؟

آیا می‌خواهد طرف مقابل را تحت فشار قرار دهد؟

چرا نشستن در آن لحظه برای او اهمیت دارد؟

اینجاست که میزانسن از یک حرکت فیزیکی به یک کنش دراماتیک تبدیل می‌شود.

این نگاه به کارگردانی، با تأکید سمندریان بر بازیگر، رفتار و زندگی درونی شخصیت همخوانی دارد. 

---

میراث حمید سمندریان

اهمیت حمید سمندریان تنها در تعداد نمایش‌هایی که کارگردانی کرد خلاصه نمی‌شود.

او هم‌زمان کارگردان، مدرس، مترجم و پرورش‌دهنده بازیگر بود و از این طریق بر چند نسل از تئاتر ایران اثر گذاشت. 

شاید بتوان میراث اصلی او را در یک جمله خلاصه کرد:

برای سمندریان، نمایشنامه زمانی روی صحنه زنده می‌شد که کلمات آن به رفتار، رابطه و زندگی انسانی تبدیل شوند.

حمید سمندریان در ۲۲ تیر ۱۳۹۱ در تهران درگذشت، اما شیوه آموزش و نگاه او به بازیگر و کارگردانی همچنان در حافظه تئاتر ایران حضور دارد. 

0

دیدگاه ها

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران